سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
93
زبور آل داود ( فارسى )
چون سپاه شاهرخ ميرزا و ابراهيم شاه مقابل شدند . به جهت بدسلوكى ابراهيم شاه با قزلباشيه و مراعات افغان و اوزبك ، قزلباشيه از او روگردان شده گريختند . افغان جنگ كنان همراه او به شهر آمدند كه اسباب و متعلقات او در آنجا بودند . بعد از پنج روز ، عطا خان و عطا مراد خان و آزاد خان افغان با ابراهيم شاه وارد دو فرسخى شهر گرديدند . شخصى از اعاظم افغان را با مراسلهاى مودت آميز نزد آن جناب فرستادند كه در اين وقت جماعت قزلباشيه ، از راه نمك به حرامى و عداوت آنها ، مخالفت نموده چنانچه جماعت افغان و اوزبك كه پيوسته با عموى ما در مقام بندگى و عقيدت بودند الحال نيز همان شيوهء مرضيه را معمول مىدارند . اصلح چنين است كه محبت فرموده ساعتى زحمت بكشيد و تشريف بياوريد كه با هم نشسته به جهت اصلاح اين انقلاب عظيم چاره نماييم و با هم تمشيت امور سپاه و رعيت دهيم . بعد از رسيدن اين مراسله ، آن جناب سرداران قزلباش را از ترك و الوار - آنچه در آن وقت در خدمت آن جناب بودند - خواسته و از رسيدن مراسله ايشان را مطلع ساختند . بعد از گفتگوها و كنكاش ، سران سپاه و عمال و ريشسفيدان رعيت عرض كردند كه در جواب مراسله نوشته شود كه چون فى ما بين قزلباش و افغان و اوزبك عناد و خصومت از سابق است و زوال دولت نادرى نيز به اين علت روى داد و الحال بندگان اقدس نيز همان شيوهء ناپسنديده را مرعى داشتهاند ، چنانچه به كرّات و مرّات در اماكن خلوت آنچه الحال روى داده به عرض رسانيده بود و اين معنى هرگز خاطر نشين ذات اقدس نگرديده . شد آنچه شد . الحال مناسب و مصلحت چنين است كه سرداران افغان و اوزبك را به جهت صلاح وقت مرخص فرمايند كه به سمت شهر خود رفته خود به دولت به شهر تشريف بياورند كه باعث اطمينان قزلباشيه گردد . بعد از آن ، ان شاء اللّه تعالى اين جانب فى ما بين تصفيه نموده به فضل ايزدى چنين خواهد شد كه جميع فرق قزلباشيه از ترك و تاجيك در خدمت اين دولت ابد مدت دقيقهاى فوت و فروگذاشت ننمايند . بعد جماعت افغان و اوزبك را به جهت قلع و قمع احمد خان درانى كه متصرف بلاد هرات و قندهار و غوريان شده مقرر فرمايند اگر آن جماعت در استيصال فرقهء